فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

176

چهارده رساله ( فارسى )

و تا در واقعه نيفتد ذكر دوستى بر خاطر نرانند الا قومى كه ميان ايشان جمعيّتى الهى و الفى معنوى افتاده باشد بمجاورتى علوى و حقايق را به چشم بصيرت ملاحظت كرده باشند و صدأ اخلاق ذميمه بمصقل رياضت جلا داده باشند و جمع نكند ميان اين چنين قوم مگر مناوى حق فى الجمله آن عذوبت كه الفاظ عرب را باشد خاصة در وقت نقل و تبديل لفظ عجم را نتواند بود اما شرح كردن از فوايد خالى نباشد . بدانك انواع انسان چنانك بصور ظاهر مختلف‌اند بمزاج و كيفيت و كميّت طباع مختلف باشند چون بكميّات اوضاع طبيعى و كيفيّات امزجه خلاف ظاهر گشت بضرورت اخلاق و عادات و عبارات متفاوت گردد و تفاوت بقاع از تأثيرات اجرام علوى و اسباب خوّاص طبيعى ظاهرست و مسامتات اجزاى سفلى با اجرام علوى از ثوابت و سيّاره در آن نوع از علوم رياضى مشروح است و معلوم چنانك اختلاف اجزاء اجسام جزوى كه مسامت اجزاء جسم كره اوست لا بد بدان تاثير متأثر مىشود و همچنين دگر باره از جزوى از اجزاى زمين كه مسامت كرهء مكوكب اعنى فلك البروج باشد بضرورت قابل آن صورت باشد كه مسامت باشد و بسبب قرب و بعد مسامتات تفاوت پيدا كند پس اختلاف اوضاع كرات مائله از اجزاء ارضى و آنچه عارض گردد از قرب و بعد و آنچه توابع اين اختلاف بود سبب اختلاف صور و طبايع و لغات و اخلاق و عادات بقاع و امم گردد به نسبت با بقاع به حكم آنك اختلاف اجزاء زمين سبب بود اختلاف بخاراتى را كه از آن زمين صاعد گردد چه بخار بقعه طبع رحم خود دارد پس اختلاف بخار سبب اختلاف هواى آن بقعه بود پس آب و هواى آن بقعه طبع بخار بقعه پذيرد پس اختلاف اوضاع كرهء اول و كرهء مكوكب و غير آن اسباب حقيقى باشند و آبها و بخارها اسباب وسايط تا از اين دو جنس اسباب طبيعت نشوء و ظهور انواع نبات و حيوان و غير آن كند و اطلاق عنان در شرح و بيان اين باب ما را ازين مقصود بازدارد مساق اين حديث آنست كه چون تفاوت در آب و هوا و ارض و مزاج نبات و اغذيه بقاع بدانى دانى كه نطفهء هر نوع از حيوان موافق هوا و آب و ارض او باشد و چون بتدقيق نظر كنى نيك دانى كه نطفهء هر شخصى از اشخاص حيوان خاصّه موافق طبع خاص و مناسب